از وقت های خوب روز و کلا زندگیم....وقتیه که تو تخت خنک زیر لحاف خنک غلت می زنم و مجبور نیستم بلند شم. چون زنِ سال هستم نه دختر مامان و بابام...لحاف خنننننننننکککککککککککک...
بعد نانا ظهر میاد با بوسه هاش...
- ماما بیا به بابا بگیم گربه بخره...همون که تو دوس داشتی..
- نمی خره..برو بذار بخوابم باز..
- ماما تو گربه امی..میاد زیر لحافم..من به بابا گفتم آنجلو گربه داره بابا گف آنجلو که نمی خواد نماز بخونه
دورش می کنم....
- خو باشه بخرید...
با خنده می گه: گربه ها بچه هاشون رو می زنن...گربه باید نرم و چاق باشه ..مثل مامانا...
می گم برو بذار بخوابم...
یه ترانه اختراع کرده: امی بزونه و آنه گلو...ولک من مادرتم..بهشت زیر پامه اُ بم می گی بزون؟ صدگ مَتستحین.
خو چرا؟
-مامانم گربه اس و من گِلو.
باید به مادرم بگمش...میخنده..
من اتفاقا خوشمم نمیاد بم می گن گربه. سال ئ بچه هاش....چون دیدم گربه ها چه کارای کثیفی برای تمیز کردن خودشون می کنن. من به این تمیزی...روزی دوبار می رم حموم بابا.
هزار بار هم دشویی.
گربه ها همه اش کارای بی تربیتی و کثیف می کنن.
اصلا روم نمیاد بگم چی.
باید برم دیگه.
بوربا.
برچسب: خرید گربه وحشی,خرید گربه و سگ,خرید گربه وارداتی,
نویسنده: رها میرزایی