خرید بک لینک
امروز زیاد حوصله ندارم. نمی دونم چرا. ناهار نپختم. بچه ها ناهار مدرسه خورده بودن. خودم تن ماهی سرد خوردم..خواستم بجوشونم حال نداشتم..

رفتم تو روشویی حموم دس و روم رو بشورم یه سوسک نی نی پرید رو انگشت بزرگه ی پام..حال نداشتم بکشمش.

فقط پروندمش سمت چاه حمام..دوباره اومد رو پام و از ساقم رفت بالا...امروز رو موود کشتار نیستم...فقط با همون ساق رفتم تا چاه حمام پریدم تو هوا تا افتاد و بش هم گفتم بیاد باز، ممکنه بکشمش...نمی دونم فهمید یا نه ولی نیومد.

به سال زنگ زدم و بش گفتم بام مهربون باشه امروز حوصله ندارم.

گفت ابوعلی پیششه(راننده) و نمی تونه مهربون باشه. اما به من گفت سالاری.

خو من نمی خوام سالار باشم امروز.

برچسب: در مورد سوسک,در مورد سوسک ها,تحقیق در مورد سوسک, نویسنده: رها میرزایی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 11:23

صفحه بندی