رفتم تو روشویی حموم دس و روم رو بشورم یه سوسک نی نی پرید رو انگشت بزرگه ی پام..حال نداشتم بکشمش.
فقط پروندمش سمت چاه حمام..دوباره اومد رو پام و از ساقم رفت بالا...امروز رو موود کشتار نیستم...فقط با همون ساق رفتم تا چاه حمام پریدم تو هوا تا افتاد و بش هم گفتم بیاد باز، ممکنه بکشمش...نمی دونم فهمید یا نه ولی نیومد.
به سال زنگ زدم و بش گفتم بام مهربون باشه امروز حوصله ندارم.
گفت ابوعلی پیششه(راننده) و نمی تونه مهربون باشه. اما به من گفت سالاری.
خو من نمی خوام سالار باشم امروز.
برچسب: در مورد سوسک,در مورد سوسک ها,تحقیق در مورد سوسک,
نویسنده: رها میرزایی