فقط یک چیزی رو مطمئنم. دیگه نمی بخشم. بعد از اون عمل سختی که از سر گذروندم بعد از اون هشت ساعت تمام بیهوشی که ممکن بود به هوش نیام...چیزهایی در من عوض شده. روی شاد و زنده و شوخ و ..من سرجاشه. ..اما روی تنها و ترسیده و بی پناهم...روی سختی کشیده ی خسته ام هم هست..که نشونش نمیدمش اما خود همون رو، خودش رو به من نشون میده.
خودم رو توی خوندن غرق میکنم..
عصبانی یا حتی ناراحت نیستم حالا. فقط خیلی ساده نمیخوام ببخشمش.
و نمی بخشمش.
همین.
تمام.
کاش میتونستم باز بنویسم. میدونم برام بهتره.
اما واقعا نمیتونم.
واقعا نمیتونم بنویسم .
دیگه.
برچسب: نمی بخشم تورا,نمی بخشم,نمی بخشمت اما فراموشت میکنم,
نویسنده: رها میرزایی