خانه را که تمیز می کنم انگار در و دیوارش به من نزدیک تر می شود. گرمای امنیت آور بازوانش را دور خودم حس می کنم.خانه را تمیز می کنم و به چیز دیگری فکر نمی کنم.
همیشه تمیزی و تمیز کردن را دوست داشته ام.
همیشه آماده ام جایی را تمیز کنم. بچینم. جارو کنم. گردش را بگیرم.
احساس می کنم روح جاها را می توانم بتکانم..سبکش کنم و خوشبو.
برچسب:
نویسنده: رها میرزایی