روزهای من

متن مرتبط با «باران و گل» در سایت روزهای من نوشته شده است

1 - مواظب آرزوهایتان باشید

  • نیلوبلاگ

    + یکبار با دوستام دور هم نشسته بودیم و نمیدونم بحث سر چی بود که من گفتم: rdquo;من که عرضه انصراف دادن ندارم، کاش یجوری بشه که خودشون منو اخراج کنن از دانشگاه که راحت بشم !rdquo; به همین سوی چراغ قسم ب...

    ادامه مطلب
  • خدایا تا وقتی محتاج دیگران نشدیم زنده نگهمون دار :(

  • نیلوبلاگ

    + بعضی همراه مریضا هم هستن که عملاً دنبال کشتن مریضشون هستن. از پنهان کردنش هم هیچ ابایی ندارن. یک مریضی داشتیم که تو سن هستاد سالگی بدنبال یک سکته مغزی که براش پیش اومده بود دچار بی حرکتی و بعد از او...

    ادامه مطلب
  • چه بلا تکلیفم ،وسط این بحران

  • نیلوبلاگ

    باورت بشود یا نه ... روزی می رسد ... که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد برای نگاه کردنم .. خندیدنم .. و حتـــی اذیت کردنم .... برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی !! روزی خواهد رسید که در حس...

    ادامه مطلب
  • چقدر ساده و سخت است بردن از یادت...

  • نیلوبلاگ

    وقتی که می رفتی ... بهار بود تابستان که نیامدی ... پاییز شد پاییز که برنگشتی ... پاییز ماند زمستان که نیایی ... پاییز می ماند تو را به دل پاییزی ات فصل ها را به هم نریز پ.ن۱:حیات از این همه بودن بکاهدت چه کنی؟ به مرگ پا بدهی و نخواهدت چه کنی؟ تضاد، راحتی ام را نشانده در سختی چقدر جان سختی ؟ها ؟، چقدر بدبختی؟ پ.ن۲:مهم نیستی دیگر آنقدر که زمان رفتنت را هم فراموش کردم ...!!...

    ادامه مطلب
  • تو را به دل پاییزی ات ..فصل ها را به هم نریز

  • نیلوبلاگ

    گیرم برایم سفالکسین بنویسی با عفونت روحم چه می کنی؟؟؟؟؟ پ.ن۱:روزی به تمام این بی قراری ها میخندی و ساده از کنارشان میگذری...!!! . این قشنگترین دروغیست که دیگران برای آرام کردنت به تو میگویند... پ.ن۲...

    ادامه مطلب
  • چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن !!!

  • نیلوبلاگ

    چــه دلمـــان بخــواهد چــه دلمـــان نخــواهد خـــدا يـك وقـــت هــايــي دلـــش نــمي خـــواهد مـــا چيــــزي را كــه دلمـــان مي خــــواهـد را داشتـــه باشيــــم . . . چــه دلمـــان بخــواهد چــه دل...

    ادامه مطلب
  • برخورد قهری دولت با سپرده گذاری سودی مردم

  • نیلوبلاگ

    این سوال چند مدتی است که ذهن مرا به خود مشغول داشته است و آنهم برخورد نا مهربانانه و بعضی دشمن شادکن دولت روحانی و هر از گاهی مجلس با پس اندازها و سپرده های سودی بانکها که توسط مردم به ودیعه گذاشته شد...

    ادامه مطلب
  • به وبلاگ خود خوش امدید

  • نیلوبلاگ

    با سلام.به دنیای لوکس بلاگ و وبلاگ جدید خود خوش آمدید.هم اکنون میتوانید از امکانات شگفت انگیز لوکس بلاگ استفاده نمایید و مطالب خود را ارسال نمایید.شما میتوانید قالب و محیط وبلاگ خود را از مدیریت وبلاگ تغییر دهید.با فعالیت در لوکس بلاگ هر روز منتظر مسابقات مختلف و جوایز ویژه باشید. در صورت نیاز به راهنمایی و پشتیبانی از قسمت مدیریت با ما در ارتباط باشید.برای حفظ زیبابی وبلاگ خود میتوانید این پیام...

    ادامه مطلب
  • روزهای من

  • نیلوبلاگ

    آمار مطالب کل مطالب : 1کل نظرات : 1 آمار کاربران افراد آنلاین : 1تعداد اعضا : 0کاربران آنلاین آمار بازدید بازدید امروز : 1باردید دیروز : 1بازدید هفته : 7بازدید ماه : 17بازدید سال : 37بازدید کلی : 37...

    ادامه مطلب
  • باران و گل

  • نیلوبلاگ

    بچه بودم و فیروز رو نشون میدادن. دخلک یا طیر الوروار رو میخوند. عاشق غنچه ی گوشه ی موهاش بودم. سیاه سفید بود..اما فکر میکردم باید این رنگی باشه..هر وقت به این گلها نگاه میکنم یاد اون می افتم که می خوند تو رو خدا ای فاخته..طرف محبوبم برو و خبرش رو برام بیار.. بچه بودم و فیروز رو نشون میدادن. دخلک یا طیر الوروار رو میخوند. عاشق غنچه ی گوشه ی موهاش بودم. سیاه سفید بود..اما فکر میکردم باید این رنگی باشه..هر وقت به این گلها نگاه میکنم یاد اون می افتم که می خوند تو رو خدا ای فاخته..طرف محبوبم برو و خبرش رو برام بیار.. ...

    ادامه مطلب
  • مِشعَل فُگر و جزیره ی دیوانگان

  • نیلوبلاگ

    میشل فوکو. به ذهنم رسید حالا. از خودم می پرسم میشل فوکو کیست و چه کرده و چه گفته؟ سال ها پیش در عنفوان جوانیِ بیهوده ام کسی به من گفته بود جزیره ی دیوانگانش را بخوان. نمی دانم اسم کتابش همین بود یا نه اما یک سری دیوانه گان داشت اسمش..تاریخ دیوانگی شاید. یک همچین چیزی...کشتیِ جنون؟ نمیدانم. هیچ وقت نخواندم و فکر نمی کنم بخواهم بخوانم. امشب به ذهنم رسید: میشل فوکو. به زخم روی انگشت شستم نگاه می کنم. به لازانیا فکر می کنم..که توی فر است برای بچه ها. باز تکرار می کنم میشل فوکو. دلم پاستیل موزی می خواهد حالا...بعد خستگی می آید سراغم. میشل فوکو..من میشل فوکو را نمی شناسم ..من مشعل فُگر را می شناسم که نزدیک خانه ی پدرم دکه داشت. اسمش مِشعَل بود..همه چیزش توی آفتاب خشک و سفت می شد. آدامس ها، بسکوئ...

    ادامه مطلب
  • های هم قسمه او وعد...

  • نیلوبلاگ

    امروز دلم خلاف می خواد. باید برم یه خلاف بکنم اما نمی دونم چی جوری..سیگار و چیزای دیگه که دیگه خلاف نیست. بچه تو قنداق می خوره آب داغ و پشتش سیگار می کشه و قلپ قلپ چیز میز می ده پایین. پس چی؟ زید؟ حوصله ندارم. هم شوهر دارم، هم کسی رو دوست ندارم اُ وقتی کسی رو دوست ندارم حوصله ندارم برم باش زید بشم و برم دیدنش یا چی..چَت مَت؟ اینم همین طور.. تلفنی حرف زدن با جنس مخالف؟ رو موودش نیستم. برای حرف زدن با جنس مخالف چند گزینه لازمه: دوسش داشته باشی که ندارم دلت بخواد در مورد کتاب و اینا حرف بزنی که دلم نمی خواد حرف بزنم در این مورد امروز در مورد موسیقی یا خاطرات یا چی..اونم همین طور بخوای اذیتش کنی یا فحشش بدی..اونم نمی خوام.. پس چی؟ می خوام چیزای هیجان انگیز فرارکُنی داشته باشم امروز...اما وقتی ب...

    ادامه مطلب
  • در مورد سوسک و سال و این جور چیزا

  • نیلوبلاگ

    امروز زیاد حوصله ندارم. نمی دونم چرا. ناهار نپختم. بچه ها ناهار مدرسه خورده بودن. خودم تن ماهی سرد خوردم..خواستم بجوشونم حال نداشتم.. رفتم تو روشویی حموم دس و روم رو بشورم یه سوسک نی نی پرید رو انگشت بزرگه ی پام..حال نداشتم بکشمش. فقط پروندمش سمت چاه حمام..دوباره اومد رو پام و از ساقم رفت بالا...امروز رو موود کشتار نیستم...فقط با همون ساق رفتم تا چاه حمام پریدم تو هوا تا افتاد و بش هم گفتم بیاد باز، ممکنه بکشمش...نمی دونم فهمید یا نه ولی نیومد. به سال زنگ زدم و بش گفتم بام مهربون باشه امروز حوصله ندارم. گفت ابوعلی پیششه(راننده) و نمی تونه مهربون باشه. اما به من گفت سالاری. خو من نمی خوام سالار باشم امروز. ...

    ادامه مطلب
  • گربه خریدن و بهشتی که زیر پای من است و اینا..

  • نیلوبلاگ

    از وقت های خوب روز و کلا زندگیم....وقتیه که تو تخت خنک زیر لحاف خنک غلت می زنم و مجبور نیستم بلند شم. چون زنِ سال هستم نه دختر مامان و بابام...لحاف خنننننننننکککککککککککک... بعد نانا ظهر میاد با بوسه هاش... - ماما بیا به بابا بگیم گربه بخره...همون که تو دوس داشتی.. - نمی خره..برو بذار بخوابم باز.. - ماما تو گربه امی..میاد زیر لحافم..من به بابا گفتم آنجلو گربه داره بابا گف آنجلو که نمی خواد نماز بخونه دورش می کنم.... - خو باشه بخرید... با خنده می گه: گربه ها بچه هاشون رو می زنن...گربه باید نرم و چاق باشه ..مثل مامانا... می گم برو بذار بخوابم... یه ترانه اختراع کرده: امی بزونه و آنه گلو...ولک من مادرتم..بهشت زیر پامه اُ بم می گی بزون؟ صدگ مَتستحین. خو چرا؟ -مامانم گربه اس و من گِلو. باید به م...

    ادامه مطلب
  • الدوده و الجن

  • نیلوبلاگ

    دارم لباس پهن می کنم رو طناب تو حیاط..که بوسی عین جن احضار شده سر می رسه.. از رو دیوار نگام می کنه..زل زده بم. چی می خواد..بابا برو بخواب تو هم بدتر از من شب زنده داری که...مرد نداری بخواد شب پیشش بخوابی؟ بش گفتم: ها بوسی؟ چته؟ می گن جن دارین شما...چیزی نمی گه..شکمش رو نگاه می کنم...حامله اس باز. - لا والا نتی ما بیچ جنی یا بوسی ...بیچ دوده. این رو می گم و تالاپی می پره اون ور حیاط. معنیش : - نه والا جن نداری تو بوسی..کِرم داری. ...

    ادامه مطلب
  • او هرگز نفهمید

  • نیلوبلاگ

    عاشق شدم،نه عشق های امروزی،عاشق دوستی شدم که هرگز مرا ندید،کسی که من برایش مهم نبودم. او هرگز مرا ندید،مرا نشنید،وجودم را حس نکرد. او هرگز نفهمید که خیالش همیشه در ذهنم جاریست. او هرگز نفهمید چقدر بودنش برایم با ارزش است وفکر رفتنش هم دیوانه ام میکند. او هرگز نفهمید چرا نمیتوانم خیالش را از سرم بیرون کنم. او نفهمید که هر صفحه ی دفتر خاطراتم،لبریز از گفته هاییست که هرگز به او نگفته ام. او نفهمید که او را وقتی حواسش به من نیست،می نگرم و قربان صدقه اش میروم. او نفهمید چقدر او را با بدی و خوبی هایش دوست دارم....

    ادامه مطلب
  • نیا باران

  • نیلوبلاگ

    نیا باران زمین جای قشنگی نیست؛ من از جنس زمینم خوب میدانم، که:دریا، جد تو؛ ماهی بیچاره را در تور ماهیگیر گم کرده... نیا باران زمین جای قشنگی نیست؛ من از جنس زمینم خوب میدانم، که:گل در عقد زنبور است، اما یک طرف سودای بلبل؛ یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست میدارد... نیا باران زمین جای قشنگی نیست؛ من از جنس زمینم، خوب میدانم، که:اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند... نیا باران زمین جای قشنگی نیست؛ من از جنس زمینم خوب میدانم، که:دریا، جد تو؛ ماهی بیچاره را در تور ماهیگیر گم کرده... نیا باران زمین جای قشنگی نیست؛ من از جنس زمینم خوب میدانم، که:گل در عقد زنبور است، اما یک طرف سودای بلبل؛ یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست میدارد....

    ادامه مطلب
  • حواست به من

  • نیلوبلاگ

    حواست به من بوده و هست اما یه وقت ها حواسم ازت پرت میشه با این که تو خورشید و دادی به دنیا یه وقتایی سردم ولی نه همیشه مثل کوه پشت منی هر دقیقه به جز تو کسی تکیه گاهم نبوده تو بالاتر از قله های زمینی به تو فکر کردن شبیه صعوده همین که حواست به من هست خوبه همین خوبه که تو منو دوست داری همه میرن از زندگیه من اما محاله تو یک روز تنهام بزاری روزایی که از زندگی سیر میشم میشینم یه گوشه به یادت میوفتم تو میدونی که چی گذشته به حالم من از حس و حالم به هیشکی نگفتم کی میدونه که چه قدر گریه کردم فقط چشم تو اشک چشمامو دیده حواست به من بوده و هست اما یه وقت ها حواسم ازت پرت میشه با این که تو خورشید و دادی به دنیا یه وقتایی سردم ولی نه همیشه مثل کوه پشت منی هر دقیقه به جز تو کسی تکیه گ...

    ادامه مطلب
  • بارونی که شبیه من بود

  • نیلوبلاگ

    بارون میاد،نم نم و یه دست رومانتیک نیست، به درد این نمی خوره دست عشق نکبتتو بگیری ببریش یه گوری یه عنی بخورین... تند و شرشر و شدید هم نیست که آدم دلش بگیره یا بشه توش در حالی که بارون و اشک رو صورتت قاطی شده یه احمقو ترک کنی و زار بزنی بابت حماقتت... از صبح داره بارون میاد، دونه هاش پراکنده اس،همراه باد...یه جوریه،آدم دلش میسوزه براش،هیچ حس خاصی ایجاد نمیکنه،مثل منه،تخــمیه ... ببخشید....

    ادامه مطلب
  • زمانی به وقت شق کردن و به اسم دوست داشتن

  • نیلوبلاگ

    تمام روزهای گذشته احساس می کردم توی جایی می افتم...غرق می شوم...سر می خورم...سنگین..انگار هر چه بیشتر می افتادم..و فرو می رفتم..دستم به در و دیوار جایی که درش می افتادم می گرفت و چیزهایی از اطراف به من آویزان می شد ...اضافه می شد به حجمم...و سنگین تر می افتادم. حرفم نیامد. نمی آمد. حالا هم نمی آید. امروز مجبور کردم خودم را به نوشتن. دیروز به خودم آمدم و دیدم کتاب ها را چیدم دورم توی حیاط..بدنم سمت کبریت متمایل بود...این طور زبان بدنم را می فهمم...حتی وقتی کمی سمت طرفی متمایل است می دانم چه اش است...کبریت توی آب چکان بالای کابینت توی حیاط است... به اش فکر نمی کردم، اما می دانستم که آن جا هست...بدنم ناخودآگاه طرفش برمی گشت. ته اش؟ نیاز به سوزاندن. چرا کتاب؟ خب معلوم است: دانش. اگر نمی خواندم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    باران و گل | عکس باران و گل | باران کوثری و فراهانی | هاي هم قسمه ونصيب | اغنيه هاي هم قسمه ونصيب | در مورد سوسک | در مورد سوسک ها | تحقیق در مورد سوسک | خرید گربه وحشی | خرید گربه و سگ